در کنار رودخانه

یزله در غبار

نوشته: علی صالحی

انتشارات: ثالث

146 صفحه - 8500 تومان - 1393

یزله در غبار

رمان یزله در غبار نوشته علی صالحی کتابی است که تازگی خوانده ام. سلسله روایت های مردم شهری است که در جنگ و بمباران ویران شده است و هر کدام گم کرده هایی دارند. رمان فضایی سورئالیستی دارد و مرز واقعیت و توهم در هم می ریزد. خواندن این کتاب توصیه می شود.

از متن کتاب: "یکی از ماموران راهنمایی و رانندگی که سر چهار راه اصلی شهر ایستاده بود موتورسیکلتی را دیده بود که بی سوار آمده از چراغ قرمز رد شده و رفته و بعدها آن طور که همه مامورانی که او را دیده بوده اند گفتند، به سوت هیچ پلیسی توجه نکرده و بعضی پلیس ها چنان جا خورده بوده اند که دستشان خشک شده بوده و نمی توانسته اند سوت را به دهان ببرند ... موتور سیکلت از همه چهار راه ها و معبرها و موانع گذشته و به جاده خروجی شهر رسیده و از شهر خارج شده رفته ...
موتورسیکلت آبی رنگ موتور وسپای ایتالیایی بود که سال ها بود روی پایه اش در سایه درخت گوشه حیاط منتظر بود صاحبش برگردد ..."

   + ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()

تکراری

از آدم های تکراری بگو

و از صورت های تکراری

از خیابان ها،

ویترین های تکراری

از ننشستن ها، نگفتن ها، نرفتن ها

تکراری، تکراری ...

و عاقبت از چیزی بگو

که هرگز تکراری نیست.

   + ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()

دانش نامه دوم

شماره دوم مجله دانشنامه منتشر شد؛ با کیفیتی حتی بهتر از شماره اول. در چند روز گذشته هر شب چند مقاله اش را خوانده ام و خواندنش را هم به چند نفر از دوستان توصیه کردم. در میان مطالب بسیارش چشمگیرترین مطلب این شماره اش از نظر من درباره تکامل انسان و چگونگی بازیافتن سابقه گونه های انسانی است. بحثی هم درباره بازآفرینی انسان نئاندرتال از طریق شبیه سازی ژنتیکی دارد که بسیار جالب است.

انتشار شماره دوم دانشنامه برای من از نظر دیگر هم جالب بود. متوجه شدم که یک فصل گذشته است و من در این جا چیزی ننوشته ام. انگار وبلاگ من بیرون از فصول، در زمان متوقف شده است و من جدا از آن فصلی را از سر گذرانده ام. فصلی که در اینجا انعکاسی نداشته است.

   + ; ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢
    پيام هاي ديگران ()

دانش نامه

مدت ها بود که جای مجله ای علمی-عمومی با کیفیتی خوب در فضای مطبوعاتی ایران خالی بود. در سال های نه چندان نزدیک مجلات دانشمند و اطلاعات علمی با کیفیتی چشمگیر منتشر می شدند اما هر دو مجله (به خصوص دانشمند) افول کردند. مجله دانستنی ها که اکنون هم در تیراژ بالا منتشر می شود  بیش از حد تفننی است و عملا مجله سرگرمی محسوب می شود تا علمی-عمومی، به خصوص این که بسیار پیش می آیدکه اعتبار مطالب چاپ شده در آن مورد تردید باشد.
مجله «دانش نامه» را به تازگی روی دکه ها دیده ام. مجله ای است که با قطع و ظاهرش یادآور مجله مهرنامه است با این تفاوت که محتوای آن علمی-عمومی است. از نظر محتوا و سطح مطالب قابل توجه بود و به نظرم بهترین مجله علمی عمومی فارسی است که در حال حاضر وجود دارد.
این مجله که به سردبیری کاوه فیض الهی منتشر می شود، فصل نامه است و شماره تابستان 92 اولین شماره آن است. تعداد صفحاتش  192 و قیمتش 8000 تومان است.
مطالب اکثرا ترجمه شده هستند که برای یک مجله علمی-عمومی فارسی زبان طبیعی است. ویراستاری مجله در صفحات محدودی که خواندم مشکلاتی داشت که می توان امیدوار بود بهبود پیدا کند.
 عناوین برخی از مقالاتش از این قرار است: فرانسوا ژاکوب، ژنتیک دان عصر آزادی؛ گشودن جسورانه پنجره ای نو به مریخ؛ اگر 2013 رکورد گرما را بشکند؛ تک همسری و تکامل؛ شطرنج با ایدز؛ یخ در سیاره آفتاب سوخته؛ علم آهسته؛ راه شیری جدید؛ انقلاب شیر؛ دانشنامه انسان؛ طرز تهیه قلب؛ پرینت بافت زنده؛ ماهیچه انسان روییده بر داربست انسانی؛ رویاندن قطعات یدکی در بدن؛ ترک در جدول تناوبی؛ محاسبات کوانتمی با یون ها؛ دورگه های انسانی؛ غده های تاریخ ساز (درباره سیب زمینی)؛ نبرد بی سرنشین ها؛ مرز علم و هپروتیات؛ ملکه کربن؛ ده زن دانشمند که باید بشناسید؛ نقشه علم تهیه شد؛ ماهی رادیواکتیو؛ دایناسور مینیاتور؛ نبض آهسته حیات؛ آیا ما در میانه انقراض دسته جمعی هستیم؟؛ به عصر انسان خوش آمدید؛ آینه مایا؛ آناتومی سرعت؛ اژدر بوآ؛ راشل کارسون و میراث بهار خاموش

   + ; ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
    پيام هاي ديگران ()

وبلاگ‎های آینه

وبلاگ های تعدادی از دوستانم مثل باغچه، تا رفع حجاب اجباری، تلخ مثل عسل، حرف‎های عادی و ساز مخالف وبلاگ هایی هستند که به گواهی محتوایشان مسائل سیاسی و اجتماعی برای نویسندگانشان اهمیت دارد. هدف نویسندگان آن ها تنها قلمفرسایی (کیبردفرسایی) یا آزمایش ذوق ادبی و نوشتاری نیست بلکه امیدوارند با نوشتنشان تغییری را بیافرینند؛ تغییری در مخاطبشان و در دنیای پیرامونشان. روشن است که هرچه تعداد مخاطبانشان بیشتر باشد امید به تاثیرگذاری هم بیشتر می شود.

این وبلاگ ها در خصوصیت دیگری هم مشترکند؛ هیچکدام به طور عادی از ایران قابل دسترسی نیستند. این که پدیدآورندگان وبلاگ از ابتدا وبلاگشان را بر روی سرویس دهنده خارجی ایجاد کرده اند کار اشتباهی نیست ولی با این کار عملا بخش بزرگی از مخاطبانشان را از دست داده اند. عبور از فیلترینگ خیلی اوقات در ایران دست و پا گیر است. دولت گاه به گاه راه استفاده از وی.پی.ان را می بندد و همیشه کامپیوتر مورد استفاده افراد کامپیوتر های شخصی خودشان نیست که مجهز به نرم افزارهای عبور از فیلتر باشد. از طرف دیگر بسیاری از افراد استفاده از این نرم افزارها را بلد نیستند یا به دلایلی به آن ها دسترسی ندارند در حالی که شاید نسبت به مخاطبان دیگر آمادگی تاثیر پذیری بیشتری از محتوای این وبلاگ ها را داشته باشند.

راه حل آسان و عملی این مشکل ایجاد وبلاگ های آینه است. وبلاگ هایی که روی سرویس دهنده های داخلی ایجاد شوند و همان محتوای وبلاگ های اصلی روی آن ها کپی و پیست شود. وقتی مطلبی نوشته شد کپی کردنش روی یک وبلاگ دیگر برای نویسنده اش زمانی نمی برد ولی می توان امیدوار بود که به تعدادخوانندگانش به میزان معنی داری افزوده شود.

---

پ.ن.: پیشنهادم خیلی زود نتیجه داد. وبلاگ باغچه (آینه) متولد شد.

   + ; ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢
    پيام هاي ديگران ()

گل بهاری

گل بهاری، بت تتاری

نبیذ داری، چرا نیاری؟

نبیذ روشن، چو ابر بهمن

به نزد گلشن چرا نباری؟

(رودکی)

   + ; ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٢
    پيام هاي ديگران ()

این بار

الان خواندم که حسن روحانی رئیس جمهور شد. خبر خوبی بود؛ شاید تنها خبر خوبی از این قبیل که در هشت سال گذشته شنیدم.

می شود پیشبینی کرد که در اثر این رویداد تعداد زیادی از فعالان سیاسی و اجتماعی که امید خود را به هر نوع بهبودی در وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران از دست داده بودند دوباره فعال شوند.

می توان امیدوار بود که برخی گروه های اصول گرا این بار به جای این که مثل گذشته تنها پوسته ظاهری خود را نو کنند در اصولی که شاید واقعا خیلی هم تغییر ناپذیر نباشد تجدید نظر کنند و در ساختاری کارآمدتر و محبوبتر به میدان رقابت سیاسی بازگردند.

می شود امیدوار بود که سکه گروه های تمامیت خواه و بنیادگرا به یمن تجربیات سالیان گذشته از رواج بیفتد و گفته هایشان بی خریدار و ماجراجویی هایشان بدون حامی بماند.

می شود امید بست که اصلاحاتی که دهه هاست آرزوی نخبگان ایرانی بوده است در شعاع فهم و شعوری که در طبقه متوسط این سرزمین ایجاد شده است مسیر ناهموار و طولانی خود را ادامه دهد.

   + ; ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٢
    پيام هاي ديگران ()