در کنار رودخانه

امضا

آن‌چه را سفيد می‌گذاريم، به نوعی امضايش کرده‌ايم. سفيد، امضای آزاد است. آزادی امضا. به‌تنهايی می‌ماند. تنهايی امضائی آزاد است، و امضا تنهاست.

آن که امضا می‌کند تنها نيست. تنهايی امضاای آزاد است، با او نيست. آن که انکار می‌کند چيزی را، در تاييد چيزی هست که در آن لحظه در اوست. وقتی نه‌ی تو در تو به چيزی آری می‌گويد، من چيزی را می‌شنوم که شنوا نيست. من از فهم چيزی می‌آيم که مفهوم خودش نيست. مثل سفيدی از صفحه يا صفحه از سفيدی.

از کتاب «منِ گذشته: امضا» / نوشته يدالله رويايی / نشر کاروان / چاپ نخست، ۱۳۸۲

   + ; ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()