در کنار رودخانه

 

از چند سال پیش که بداهه لاگی راشروع کردم تا الان که در کنار رودخانه را تقریبا نمی‌نویسم وبلاگ نویسی در فضای اینترنت فارسی فراز و فرودی داشته است که اگر منصفانه بنگریم فرودهایش بیشتر بوده است. اگر عمیق‌تر نگاه کنیم می بینیم که وبلاگ‌ها بسیار بیشتر شده اند، تخصصی تر و موضوعی تر شده اند و آن قدر رایج شده اند که دیگر پدیده ای غریبه به حساب نمی آیند. در یک کلام وبلاگ ها به پاره ای از فرهنگ صدپاره ما تبدیل شده اند. اما مثل بسیاری دیگر از تلاش های این زمانه رو به گشایش و رهایی ندارند، حتی آن‌ها که آرمانی تبلیغ می کنند (فمنیسم، لیبرالیسم و ...) این تبلیغ بیش از آن که تبلیغی سیاسی یا اجتماعی باشد به موعظه های اخلاقی و مذهبی راست‌کیشانه شباهت بیشتری پیدا کرده‌اند، با حلقه ای از مریدان در پیرامون. شاید این دوره است که باید مثل تمام دوره‌ها آن را در انتظار آینده نامعلوم و ناموعود بگذرانیم. شاید باید تنها گذران کنیم با آن چه که هست. شاید باید تنها در کنار رودخانه بنشینیم و لغزش بی‌پایان آب را ببینیم.

   + ; ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()