در کنار رودخانه

آرم جمهوری اسلامی ايران

آرم جمهوری اسلامی ایران طراحی منحصر به فرد و بی‌سابقه ای دارد. بی‌سابقه به این معنا که در سواد گرافیکی ایرانیان نمی‌توان پیشینه روشنی برای آن یافت. این که آیا رواست که پرچم کشوری با تاریخ ایران را به سادگی به دست یک طراح یا مسابقه‌ای بین چند طراح سپرد تا خلاقیت فردی آن را رقم بزند (یعنی کاری که در مورد برندهای تجاری نوظهور معمول است) به نوبه خود سوال برانگیز است.

 کانسپت و توضیحاتی که برای طراحی این آرم ارائه شده است بسیار ضعیف به نظر می رسد به‌خصوص که این توضیحات در مرحله کلمات و مفاهیم زبانی متوقف می‌شوند و به موضوع هنر و طراحی گرافیک وارد نمی‌شوند. استفاده از عبارت لا اله الا الله و مواردی مثل شمشیر و عدل و ... به عنوان نقطه آغاز طراحی عنوان می‌شود ولی معلوم نمی‌شود که این مفاهیم چرا باید در چنین فرم نامانوس و خشنی با یکدیگر ترکیب شوند. زبانه‌های تیز و تهاجمی این فرم نه تنها مانع از پذیرش آن به عنوان نمادی مانوس و مالوف می شوند، بلکه احساس خطر و گریز را برمی‌انگیزند. از طرف دیگر  فرم بی‌هویت این نشان مانع از آن می‌شود که یک ایرانی از طریق آن به عنوان تجلی گرافیکی هویت ملی خود به پیشینه تاریخی و اجتماعیش مربوط شود.  هنر ایران با بضاعت خطاطی و مینیاتور خود و با استعداد ذاتی در مجرد سازی فرم ها حقی بسیار بیشتر از این دارد، حقی که ابدا ادا نشده است.

تصور من این است که بعد از انقلاب، نشان شیر و خورشید به عنوان تداعی کننده نظام شاهنشاهی (هر چند که در ریشه آن ارتباطی با نظام شاهنشاهی نداشته باشد) مورد غضب انقلابیان قرار گرفت. با این همه از آن جا که ایرانیان نمی‌توانستند نظامی بدون قدرت مطلقه را تصور کنند، برایشان پذیرفتنی نبود که صرفا با حذف شیر خورشید به پرچمی سه رنگ بسنده کنند. چرا که پرچم ساده سه رنگ مانند یک جامعه دموکراتیک هیچ نقطه کانونی و مرکز ثقلی شاخصی ندارد و اهمیت آن در تمام نقاط آن به طور یکسان توزیع شده است.   به این ترتیب همان طور که مناسبات قدرت در نهادهای اجتماعی باز تولید شد در گرافیک پرچم ایران هم چنین اتفاقی افتاد. ایرانیان به نشان یا کلمه‌ای (گیرم که این کلمه نام خداوند باشد) نیاز داشتند که بر جای شیر و خورشید بنشیند و روان آموخته به قدرت آنان را اقناع کند. بنابراین با این همه پیشینه که در خطاطی و آراستن کلمه الله وجود داشت فرمی نا مانوس و خام طراحی شد که تنها مزیت آن شباهت به نشان شیر و خورشید بود.  کلمه الله طوری دگرگون شد که حتی شمشیری که شیر در دست دارد به صورت یکی از هلال‌های کناری آن  از نو ظهور کند در حال که دیگر هلال‌ها دست و پاهای شیر را تقلید می کردند. شگفت‌تر از همه جلوه‌گری دوباره تاج در قالب علامت تشدید اغراق شده‌ای در بالا است.

به گمان من آرم جمهوری اسلامی در طی سالیانی که از پدید آمدن آن گذشته است با روان ایرانیان پیوندی نیافته است و میراثی نیست که از دست دادنش دریغناک باشد. همان طور که در سرود جمهوری اسلامی تجدید نظر شد می‌توان در این نشان هم تجدید نظر کرد و نشانی فراخور روح و فرهنگ ایرانی پرداخت.

   + ; ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ دی ۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()