در کنار رودخانه

نوشتن برای هیچ


وبلاگ نوشتن و دست کم خوب وبلگ نوشتن همیشه به میزان قابل قبولی از خود شیفتگی نیاز دارد. شاید به این اطر که وبلاگ نزدیک ترین سند مکتوب از شخصیت فرد است که در معرض دیگران قرار می گیرد.
با این حساب باید بد وبلاگ نوشتن خودم را به ضعف حس خود شیفتگی نسبت دهم. ضعفی که این اواخر برای خودم بیشتر از پیش به چشم می آید. بارها شده است که نوشته ای را در این وبلاگ تا نیمه نوشته ام و پیش از انتشار رها کردم. بارها شده است که حتی نوشته ای را به سر انجام رساندم ولی روی وبلاگم نفرستادمش. در حقیقت اغلب اوقات تفاوت زیادی برای منتشر شدن یا منتشر شدن نمی بینم. بین گفتن و نگفتن. همین که چیزی برای خودم معلوم شود کافی است. نیازی به بازگوییش با دیگران نیست، حتی اگر این دیگران کاملا محرم باشند. وبلاگ اما محرم و نا محرم نمی شناسد. وبلاگ برای عرضه محدودیت های خود در فضایی نامحدود است. فضایی که حدش نامحدودیت بی حدی از حدود خوانندگانش است.
این اواخر به ویرایش صفحات ویکیپدیا معتاد شده ام. کار بی حاصلی است که گاهی خوشایند است. ویرایش صفحه هایی که مطالبش در واقع برایم اهمیتی ندارد و معلوم نیست که چه وقت برای چه کسی اهمیت داشته باشد. نوعی نوشتن برای هیچ است. نوشتنی که هیچ می شود و پیش از آن که بتوانیم ردش را بگیریم هیچ چیزش با ما نمی ماند.

   + ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()