از وبلاگ يدالله رويايی:

« ... اين مردمی که سفر می‌روند برای نياز به دورتر رفتن است. دورتر از اينجايی که هستيم. و اين مردمی هم که در سفر کتاب می‌برند، اينهمه مسافر، با اينهمه کتاب‌های نخوانده در چمدان، برای آن است که کتاب، سفرشان را دورتر می‌برد.
من البته هنوز نتوانسته‌ام اين را بفهمم که چطور می‌شود هم توريست بود و هم خواننده‌ی کتاب. ولی اگر خودم را در جلد گيل گمش، يا اوليس، يا گاليور بگذارم، يعنی در جلد ديدن، خودِ سفر يک خوانش می‌شود، و کتابِ توی چمدان يک بالش، برای خواب. مثل خواب بزرگِ حلاج بر بالشی سنگی، که بر آن می‌خوانيم: آن‌که بلا را با خود دارد کتاب را با خود دارد. ( هفتاد سنگ قبر،ص79)
در يکی از سواحل سوماترا کتاب‌های پراکنده‌ی بسياری را ديدم که آب نبرده بود. فکر می کنی پس کتاب‌هايی را که آب برده بود، کجا برده بود؟ ...»

/ 3 نظر / 18 بازدید
ariana

دوست عزيز جواب شما را در هفتان نوشته ام. می توانيد بخوانيد.

ariana

دوباره پاسخ شما را در هفتان نوشته ام. ضمن این که چطور واژه با واژه فرق نمی کند؟

عليرضا بهنام

آن طورش را هم دارم. گزينه اي از شعر هاي براتيگان است كه نشر مشكي چاپش مي كند. اين يكي را به اين صورت طراحي كرده ام تا چشم اندازي كلي از شعر امروز جهان به دست داده باشم . منظورم اين بود كه خواننده بداند اظهار نظر هايي مثل - شعر دنيا دارد به سمت ... مي رود - اندكي گزافه گويي است . حالا نقطه چين را با هر چه پر كرده باشند فرقي نمي كند. از توجه شما سپاسگزارم