یکی از چیزهایی که باعث افول خلاقیت ادبی می شود وبلاگ نویسی است. در مورد خیلی ها باعث می شود که سرسری بنویسند. این افراد احساس می کنند که وبلاگشان خواننده هایی دارد و باید حتی اگر حرفی هم برای گفتن نباشد به طور منظم در آن بنویسند. تایپ کردن هم که معمولا کار لذت بخشی نیست. به همین دلیل وبلاگ نویسی تبدیل می شود به یک تکلیف بی حاصل روزانه که فقط انرژی و قریحه آدم را از بین می برد و نارضایتی به وجود می آورد. شک ندارم که وبلاگ نویسی با طرفداران بسیارش در میان تحصیل کردگان استعداد های زیادی را به هدر می دهد. چطور می شود این آسیب را ارزیابی کرد؟ برای بعضی دیگر وبلاگ نوشتن وسیله ای می شود برای تمرین نوشتن، وسیله ای برای کشف و ابزاری که ایده هایشان را روشن تر و پخته تر می کند.

فکر می کنم مهم است که آدم برای خودش مشخص کند که از گروه اول است یا دوم.

/ 2 نظر / 7 بازدید
رضا

آقا جان. کلی خوشحالم که پيدات شده.تو رو به سبيلت قسم تئوريزه نکنی که بری ۴ ماه ديگه يه مطلب بنويسی.

lمرضیه

خيلی با حرفتون موافق نيستم من حتی از انعکاس خوب روز مرگی تو بعضی از وبلاگها لذت می برم. در مورد وبلاگی که دنبال می کنم به روز بودن از همه چیز مهمتره.