داستان تزئینی، شعر تزئینی

کمی پیش در اینجا مجله نگاه پنجشنبه را توصیه کردم. اما این مجله هم مثل بسیاری از مجلات هم قبیله اش مشکلاتی دارد.

یکی از این مشکلات برخورد با مقوله ادبیات است. از وقتی که به خاطر می آورم شعر و داستان در این جور مجلات همیشه به عنوان نوعی مکمل یا زنگ تفریح استفاده شده است. یعنی اصل مطلب چیز دیگری است، مثلا موضوع هفتگی مجله یا فلان مقاله چشمگیر در صفحات اول یا فلان مصاحبه جنجالی با شخصیتی که عکسش روی جلد خورده است. شعر و داستان جایی نزدیک به صفحات آخر مجله می آید. اغلب مطالب هم از حلقه دوستان نزدیک سردبیر یا تحریریه صادر می شود و فارغ از ارزش ادبی اش بخت خوبی برای چاپ شدن دارد. به این ترتیب تقریبا همه راضی می شوند. صاحب مجله به ادب پروریش افتخار می کند، نویسنده به نوشته چاپ شده اش و خواننده آسان گیر هم از این که چیزی برای خواندن دارد دلخوش می شود.

اگر مجله ای مانند کارنامه گلشیری منتشر نمی شد که توقع خوانندگان را بالا ببرد ای بسا که این یادداشت را نمی نوشتم. اما توقع ادبی از مجلات فارسی بالا رفته است. همین حالا هم مجله ای مانند داستان همشهری در می آید که اگرچه از رانت بسیار ناعادلانه ای سود می برد، حاصل کارش بسیار حرفه ای و قابل دفاع است.

طبیعتا انتظار این نیست که نگاه پنجشنبه در شعر و داستان با مجلات تخصصی این حوزه ها برابری کند ولی می توان انتظار داشت که در همین صفحات محدود هم مطالبی شسته رفته ارائه کند.

در شماره اخیر (1+12) مجله نگاه پنجشنبه دو داستان کوتاه ترجمه شده است. آن طور که معلوم است اصل داستان ها چیز بدی نبوده ولی ترجمه ناشیانه آن ها را نابود کرده است؛ ترجمه هایی تحت اللفظی و خام و غریب. مسلما در مجله کسانی که قلم روان دارند کم نیستند. همین آقای میرفتاح صدبار بهتر از من متن خوب و بد را از هم تشخیص می دهد. اصلا خشایار دیهیمی هم در این مجله مطلب داده است و احتمالا حاضر است از سر مرام و معرفت نگاهی به این ترجمه ها بیندازد تا این اشتباه در شماره ای بعد ادامه پیدا نکند.

در قلمرو شعر هم وضع چندان خوب نیست. پیش از شعر هر کس معرفی کوتاهی می آید که مثلا فلان کس شاعر جوان و خوش ذوقی است و متولد فلان جاست و کتاب هم چاپ کرده. بعد هم شعرهای شاعر جوان می آید که اغلب مرا یاد حوزه هنری  می اندازد. ترانه هم چاپ می کند که البته از نظر من اشکالی ندارد، فقط بدی کار اینجاست که ترانه هایش مرا یاد ترانه های پاپ رادیو جمهوری اسلامی می اندازد. بدتر از همه شعر های تبلیغاتی با زبان شبه دولتی است که از این مجله انتظار آن را ندارم؛ مثل شعرهای شعار گونه از کسی که با عنوان دبیر بخش ادبیات روزنامه جام جم و روزنامه نگار فعال و منتقد معرفی شده بود. انگار که ما نمی دانیم منتقدی که در جام جم بنویسد چه جور منتقدی خواهد بود.

مجله نگاه پنجشنبه مجله خوبی است. هنوز مرتب آن را می خرم و به دیگران هم توصیه می کنم. حتی در قسمت شعر و داستانش هم مطالب خوب چاپ می شود   ....  البته نه همیشه.

/ 2 نظر / 19 بازدید
امیر

سلام به موارد خوبی اشاره کردید کاملا بجابود.فکر میکنم مشکل اصلی که شما هم اشاره کردید حلقه اطراف سردبیر باشد که افکار و کارهایشان را کامل دانسته وبا شکسته نفسی ظاهری خود را تافته جدا بافته میدانند.ایکاش ماهنامه بود تا دقتشان در انتخاب و ترجمه ها بیشتر میشد گرچه میدان دادن به افراد تازه وارد و ناوارد کیفیت کاررا پایین می آورد.

کجا تشریف دارید؟خبری ازتون نیست