دلکوبه های غمينی دارد ياخته اين روزها

نفسی به نفسی نمی رسد

شايد

روی قلبم شيشه های يخی خرد کرده اند.

***

از باد خنک خوارزم

جانب تنهايی گشوده شد.

اجاق را بايد گيراند

پنجه های زمستان به شيشه خانه می کشد.

***

در تاق آسمان

چيزی شکسته است

انگار

موسم نوشتن نامه های هرگز

به دوستان هيچ باره

با پست پيش تاخته ناممکن

آغاز می شود.

/ 1 نظر / 19 بازدید
مهدي

به اين زودی نااميد شدی؟يعنی حکومت شکستمان داد<؟مهبد!