وبلاگ ها

وبلاگ ها به دنيا می آيند. زندگی می کنند، ماجراجويی می کنند و می ميرند. وبلاگ ها حرف های آدم ها هستند. چه کسی می داند که آدم ها کی حرف می زنند و چه می خواهند بگويند. وبلاگ ها وقتی می میرند که صاحبانشان حرفی برای گفتن نداشته باشند يا سردرگم تر از آن باشند که بدانند چه بگويند. بعضی وقت ها وبلاگ ها و صاحبانشان با هم می ميرند مثل وبلاگ کلاغ سياه. چند سال پيش نوشت اينجا يک کلاغ خيال پريدن دارد. همين! و پريد و چقدر غم انگيز بود. وقتی وبلاگ ها می ميرند خواننده هايشان چيزی را از دست می دهند. تمام حرف هايی که قرار بود در آن وبلاگ نوشته شود و نشد از دست می دهند و چه کسی می داند که چه چيزهايی را از دست داده است.

مرگ و مير اين روز ها در وبلاگ ها افتاده است. بسياری مرده اند و بسياری ديگر در اغما هستند. بسياری در دام عنکبوت سانسور افتاده اند. سانسور حکومتی و خود سانسوری رمق وبلاگ ها را گرفته است. اما بسياری هنوز هستند. بسياری کلاغ سياه ها هستند که به هيچ وجه خيال پريدن ندارند. روی شاخه های اينترنت جا خوش کرده اند و قارقارشان را ادامه می دهند. اينجا هنوز کلاغ زياد است.

/ 1 نظر / 4 بازدید
مهدي

اينجا هنوز چراغی روشن است...هر چند که سوسو می کند.....